محمد تقي المجلسي ( الأول )

5

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

و در واقعه ديده‌ام كه عالمگير خواهد شد كه در جميع بلاد و اهل ايمان منتشر شود كه اين شكسته را ياد كنيد به دعاى خيرى حيّا و ميتا و من خود لا شىءام و هر چه از من واقع شده است از فضل الهى است و الحمد للَّه ربّ العالمين . بسم الله الرّحمن الرّحيم « 1 » حمدى كه به اقلام اشجار و مداد بحار بر صفحات ليل و نهار شرح شطرى از آن نتوان نگاشتن سزاوار فايض الانوارى است كه مقربان بارگاه جلالش به قدم عجز « لا أحصي ثناء عليك أنت كما أثنيت على نفسك » طى وادى نامتناهى ثنايش نموده‌اند ، و شكرى كه طومار امكان گنجايش برخى از آن نداشته باشد ، مالك الرقابى را رواست كه خسروان با ابهت و جلال ، و سلاطين با شوكت و اقبال ، جبين عبوديّت و انكسار بر آستان كمالش سوده ، زبان نياز به اعتراف * ( اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ ) * « 2 » گشوده‌اند كريمى از محض فضل بىنهايت ازلى و عنايت بىغايت لم يزلى ماهيّات ممكنات را از بطن عدم و مشيمه قابليت را به عرصه وجود و ساحت ظهور رسانيده ، و بنى نوع انسان را به تشريف * ( وَلَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ ) * « 3 » مشرف ساخته منشور عزتشان را به طغراى * ( عَلَّمَ الإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ ) * « 4 » موشح گردانيد ، ذو الجلالى كه مقيمان حريم احديت ، و ساكنان سرادق صمديّت را زبان عجز و قصور جز به نواى سُبْحانَكَ ما عَرفَناكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ نگشوده ، و صدر نشينان ايوان جبروت و بار يافته گان رواق ملكوت را تسبيح و تحميد جز سُبْحانَكَ ما عَبَدناكَ حَقَّ

--> « 1 » و اين استعارات ديباچه از ديگرى است منه رحمه اللَّه تعالى . « 2 » آية : 25 سوره آل عمران . « 3 » آيه : 72 بنى اسرائيل . « 4 » آيه : 5 العلق .